-
بهمن 87
سهشنبه 8 بهمن 1387 18:11
ادبیات تعلیمی ۱ـ راه رسیدن به خدا در دنیای افسانه ها ۲ـ { اینم لیست ۱۰۰۱ کتابی که پیش از مرگ باید خوند ! } بعد دوباره عطار : عطّار در جای جای داستان بلند پرواز مرغان به سوی سیمرغ ، از روایت های کوتاه استفاده کرده است تا مقصود خود را بهتر و شیواتر بیان کند . به کار بردن حکایت و مـَثَل در متونی که زیر مجموعۀ ادبیات...
-
بهمن 87
سهشنبه 8 بهمن 1387 07:50
Teddy bear چرا تدی بــِر ؟ « تئودور روزولت _ که رفقاش اونو تدی صدا می کردن _ به شکار خرس علاقۀ زیادی داشت . اما یه روز از شکار خرسی که در دام افتاده بود ، منصرف می شه . از اون روز به بعد در کاریکاتورهایی که از روزولت می کشن ، همیشه یه خرس هم حضور داره . به همین دلیل خرسای عروسکی به teddy bear معروف می شن ؛ یعنی خرس...
-
دی 87
دوشنبه 9 دی 1387 18:15
عناصر مهم مسیر سلوک در منطق الطیر ، دمیان و پیغام آن برای خانم نویسنده ! میس دانر برای من همانند خضر بود. سالها بود که راه دلم را برای رویت او آب و جارو کرده بودم. برای یک سال، به عنوان مهمان، به دانشگاه دریک آمده بود. روزی که میرفت، گریه میکردم و انگشتر عقیقام را به او هدیه دادم . . . زمانی که نویسنده ای ، کتابش...
-
مهر 87
سهشنبه 9 مهر 1387 18:03
« منهای عشق » منهای عشق ( چهره ای به رنگ سپیا* ) ؛ نوشته ی ایزابل آلنده ؛ ترجمه ی گیسو پارسای ؛ نشر آریابان ظاهراً این رمان دنباله ی رمان دیگری از همین نویسنده ست به نام « دختر بخت » ، امّا قهرمان اصلی و مرکزی این داستان ، نوه ی شخصیت اصلی داستان قبلیه ست . از طرفی یه تعداد از شخصیت های رمان حاضر ، قبلاً در کتاب اصلی...
-
مهر 87
جمعه 5 مهر 1387 07:50
ای کاش ... ١_ « روزی بود ، روزگاری بود ؛ این فرمول ، جادویی است مرسوم در تمام دوران ها و در تمام فرهنگ ها برای گشودن ذهن و دل کسی که می خواند و یا اغلب بیشتر گوش می کند . دعوتی است برای گذشتن از مرز ناپیدای قصّه های شگرفی که تمام روایت هایشان به ما می گویند که آنها حاوی حکمتی ، رازی و رمزی هستند که فقط کودکان می...
-
شهریور 87
شنبه 9 شهریور 1387 18:04
جشن می گیریییم م م ! چند روز پیش یه بسته از جشن کتاب ( انتشارات کاروان ) به دستمون رسید. بازش کردیم . بر خلاف انتظارمون و به جای شماره ی جدید نشریه ، یه کتاب با قطع جیبی از توش بیرون اومد . من تازه داشتم با خودم فکر می کردم که نشریه چرا این شکلی و ... اصلاً این چیه ... ؟؟؟ دوس جون شروع کرد به خوندن نامه ای که ضمیمه ی...
-
شهریور 87
سهشنبه 5 شهریور 1387 07:52
کریستین ، کید و اسدالله کریستین و کید رمان عاشقانه ای است که نویسنده اش _ گلشیری _ آن را در ردۀ رمان های نو فرانسه قرار داده است . او نوشتن این رمان را ابزاری برای شناخت احساس خود می دانست و از طریق آن عاشق بودن خود را درک کرد . رمان در هفت فصل ، و در هر فصل با بندی از کتاب مقدّس آغاز شده که یک روز از هفت روز آفرینش...
-
مرداد 87
شنبه 5 مرداد 1387 07:53
تو همیشه خود خودتی میگه : _ چی میشه [ عادل مشرقی ] رو که گرفتن ، بعدش معلوم بشه که قاتل اصلیِ زنِ « حمید دوستدار » همون دختره بوده که نقششو مهناز افشار بازی کرده ( خیلی هم خوب بازی کرده ها _ اینو دوتامون می گیم ) . اون وقت عادل یه مدت زندون می مونه و دوباره آزاد می شه ، میره پی زندگی و عشقش ... آه می کشه ، با یه لبخند...
-
تیر 87
یکشنبه 9 تیر 1387 18:05
پمپئی « هنوز هم از ورود از دری که در زمان بردگی اجازه ی وارد شدن از آن را نداشت لذت می بُرد . به دربان با لبخند پاسخ گفت . حال خوشی داشت ، به قدری که وقتی به وسط سرسرا رسید ، ایستاد و گفت : _ تو راز خوشبختی را می دانی ماساوو ؟ دربان سر بزرگش را به علامت « نه » تکان داد . _ این است که بمیری . با بازیگوشی مشتی حواله ی...
-
تیر 87
چهارشنبه 5 تیر 1387 07:57
برّه های گمشده تحوّلات سال های ١٣۴٠ تا ١٣۵٠ که خاستگاه اصلی آن جامعۀ ایرانی نبود ، روشنفکران را به ریشه ها متوجه کرد ؛ در نتیجه ادبیّات مبارزه با وابستگی شکل گرفت . نتایج این تحوّلات در آثار این دورۀ هوشنگ گلشیری و به ویژه مجموعه داستان مثل همیشه ، به صورت بیان سقوط روشنفکران ، سرخوردگی ، تسلیم شدن به حکومت یا کنار...
-
خرداد 87
پنجشنبه 9 خرداد 1387 18:08
« داستان پسر بچه ای که یک روز ، درد را کشف کرد » « آدم پیش از تولّد نمی تواند پدرش را انتخاب کند . اما اگر من می توانستم ، تو را انتخاب می کردم » . نوع دیگری از جریان سیّال ذهن هست که لزوماً از تکنیک های نویسندگی به شمار نمی آید . در واقع یک ویروس است که ذهن شخصیت اصلی داستان را آلوده می کند . بسته به میزان مقاوت این...
-
خرداد 87
یکشنبه 5 خرداد 1387 07:58
"بابا" های خالد حسینی نویسندۀ محترم ، جناب خالد حسینی ؛ در میانۀ هر دو رمان شما* ، زمانی که به طرح داستان ها و روابط عناصر فکر می کردم ، دستتان را خواندم . گره اصلی رمان هایتان خیلی زودتر از آن چه در متن آمده ، باز شدند . من خیلی زودتر از امیر فهمیدم که حسن برادر اوست و زمانی که با خشونت های رذیلانۀ رشید در...
-
اردیبهشت 87
دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 18:10
شیخ صنعان ۱ ـ ادامه مطالب در مورد عطار : مهم ترین و طولانی ترین داستان منطق الطیر ، داستان مشهور شیخ صنعان است که توسط هدهد ، پیش از مطرح شدن ماجرای به راه افتادن پرندگان ، بیان شده است . خلاصه آن چنین است : شیخ صنعان زاهدی بود با مریدان بسیار . عاشق دختری ترسا ( مسیحی - نصرانی ) شد که چهره اش را در رؤیا دیده بود و...
-
اردیبهشت 87
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 08:00
انتشارات من آخی ! یکیsearch کرده : « چطور می تونم کتابمو منتشر کنم ؟ » و رسیده به وبلاگ من ! بابا « بعد دیدم بابا دست به کاری زد که هرگز نزده بود ؛ یعنی گریه کرد . از گریه مردهای بزرگ سال ترس برم می داشت . فرض بر این است که پدرها گریه نمی کنند . بابا داشت می گفت : « لطفاْ ... » اما علی دیگر به طرف در رفته بود و حسن به...
-
فروردین 87
دوشنبه 5 فروردین 1387 08:03
آینه ها و آفتاب ۱ـ « ما هم باید زهرابه تلخ دوره خودمان را در گلوی خودمان نگاه بداریم و بگذاریم آن دیگران که می آیند با زهرابه های خودشان گلو را تر کنند » آینه های در دار/ هوشنگ گلشیری راوی ، احوالات نویسنده ای را بازگو می کند که در سفرش به چند شهر اروپایی ، در هر شهر داستانی از نوشته های خود را می خواند . در هر جلسۀ...
-
آذر 86
جمعه 9 آذر 1386 18:17
هفت وادی در منطق الطیر تعداد ، نام و توضیح وادی ها _ آن طور که در منطق الطّیر آمده _ چنین است : 1_ وادی طلب _ وادی نخست است و اولین قدم در تصوّف و سلوک به سوی حق . در اصطلاح به معنای « جستجو کردن مراد و مطلوب » است ( فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ؛ سید جعفر سجادی ؛ ص 553 ) . در این مرحله رهرو باید از مادیات و...
-
آذر 86
سهشنبه 6 آذر 1386 13:20
آی جنوب ، مردی که در نسیم و شرجی ردّ گام هایت را پی کرد و در نگاه عمودی آفتاب گم شد اکنون ، با مادیانی سپید باز آمده عریان و بی نقاب، سرشار از قصّه های مهربانی و رنگین کمان با واژگانی از جنس ترنج از باغهای بی کلاغ تا جغرافیای جانت را سهیلی کند. پس بیاغاز شعر شاعرانه ات را چون کرشمه مهتاب . آی جنوب ، شعر بلند نگفته در...
-
آبان 86
چهارشنبه 9 آبان 1386 18:19
پایان دیگری برای عشق بعد از « دوستت دارم » نا صر و قی صر برایم با یک معنای متفاوت به هم گره خوردند ؛ اولین بار قیصر را شنیدم . شعر « سربلند » به عمق ترَک های همان گلدان پشت پنجره ، که پاییز را انکار می کند ، در خاطرم حک شد . شور آغاز این ترانه ، همیشه حکم قاطعی برای سربلند بودن است . صدایی که صلابت واژه های شعر را به...
-
آبان 86
یکشنبه 6 آبان 1386 13:21
من و کتابام این که دعوتت کنن _ یا ازت بخوان _ در مورد کتاب حرف بزنی ، بهانۀ خوبیه برای نوشتن و آپ کردن . کتاب برای من همیشه بهانۀ خوبی بوده ؛ برای نوشتن ، دیدن چیزایی که می خواستم ، دور زدن یه مسیرهایی و راه پیدا کردن به مسیرهای دیگه که بیشتر هم ناشناخته بودن و بهتر و وسیع تر و قابل تأمل تر از اون چه که تا اون موقع در...
-
مرداد 86
جمعه 9 شهریور 1386 18:22
نیادی از یک کتاب حدود 15 سال پیش بود که رمانی از دافنه دوموریه خوندم به نام بلاگردان یا سپر بلا . ماجرای جالبی داشت که خلاصه ش اینطوره : یه استاد دانشگاه ِ انگلیسی به نام جان ، برای تعطیلات به فرانسه میره . در اون کشور چند نفر اونو به نام ژان صدا می کنند که براش خیلی عجیبه . بعدش اتفاقی با ژان ِ مورد نظر رو به رو می...
-
شهریور 86
جمعه 9 شهریور 1386 18:21
آخرین اژدها مدتی پیش از شبکۀ چهار برنامۀ مستندی به نام « آخرین اژدهایان » پخش شد که به ارتباط خزندگان امروزی و افسانه هایی که از اژدها در بین مردم ملل مختلف باقی مانده ، اشاره می کرد . بخش هایی از آن برنامه این جا نقل می شود : به طور کلی پیدا شدن فسیل ها و استخوان های مربوط به جانوران عظیم الجثه مانند دایناسورها ، سبب...
-
مرداد 86
شنبه 6 مرداد 1386 13:22
سعی می کنم همیشه یادم بمونه ... . . . نه ، وصل ممکن نیست ، همیشه فاصله ای هست . اگرچه منحنی ِ آب ، بالش ِ خوبی است برای خواب ِ دل آویز و تُرد نیلوفر ، همیشه فاصله ای هست . . . . 1_ عجیــــــــــــــــب سودای این بخش از شعر مسافر سهراب سپهری رو داشتم ! حالا خیالم راحت شد ! 2 _ چیزی که می خواستم بنویسم با حال و هوای این...
-
تیر 86
شنبه 9 تیر 1386 18:23
عمق فاجعه ! « می دانید وقتی یک لاشخور دیوانه بشود چکار می کند ؟ » هنک هم نمی دونست ! منظورم اینه وقتی یه لاشخور از فرط عصبانیت به مرز جنون برسه ، چیکار می کنه ؟ مثلا ً .... مثلا ً اگه دوتا کایوت نعلتی ولگرد ، اومده باشن جلو دهنۀ غار ِ محل سکونتش و با اون صداهای نخراشیده شون زده باشن زیر آواز . که چی ؟ که با جونیور...
-
خرداد 86
چهارشنبه 9 خرداد 1386 18:24
« شما که غریبه نیستید » خوب من وقتی یه کتاب از آقای مرادی کرمانی می بینم ، غیر از این که ایشون یکی از نویسنده های معاصر ِ مورد علاقۀ من هستند ؛ یه جورایی اون گلبول های کرمانی که در بین خونم ، در رگهام جریان دارن قلقلک می شن و این میشه که با یه تعصّب خاصی سطر سطر ِ این کتابا رو می خونم . دو تا از این کتاب ها : شما که...
-
اردیبهشت 86
یکشنبه 9 اردیبهشت 1386 18:26
« خردمندی نیابی شادمانه » « باغ سبز عشق کو بی منتهاست جز غم و شادی ، در او بس میوه هاست » حضرت مولانا برای دوست عزیزی که به تازگی از همراهی ناگزیر ، ولی شیرین دو یار ازلی و ابدی ، غم و شادی ، بسی زیبا و شایسته یاد کرده است : دیدار سرنوشت ساز مولانا و شمس تبریزی « ... اما آن روز ، که با همه خرسندی و بی خیالی ، از راه...
-
فروردین 86
پنجشنبه 9 فروردین 1386 18:28
« نردبان یعقوب » با کسب اجازه از محضر بیهقی گرامی که در شرح سوگنامه ش وقفه ای حاصل می شه ! فیلمی که دیشب در برنامه سینما ماوراء _ از شبکه چهارم سیما _ پخش شد و مورد تحلیل قرار گرفت ، « نردبان یعقوب » نام داشت . مدتی پیش در همین برنامه و طی نقد فیلمی به نام « بمان » ( Stay ) ، نام فیلم دیشب رو شنیده بودم و خیلی دوست...
-
مهر 85
پنجشنبه 6 مهر 1385 13:23
در کوچه باغهای پیدا و ناپیدا دریا « حسرت نبرم به خواب آن مرداب کآرام درون دشت شب خفته ست دریایم و نیست باکم از توفان : دریا همه عمر خوابش آشفته ست » * بعد از ظهر تنهایی و کتاب لاغر « در کوچه باغهای نشابور » از دکتر شفیعی کدکنی اندیشه دیروز زاد روز شاعر عارف مولانا جلال الدین محمد بلخی ـ مشهور به مولانا و رومی ـ بود ....
-
شهریور 85
دوشنبه 6 شهریور 1385 13:25
زوزه افقی اندکی درباره یک مکتب ادبی که اوایل قرن بیستم و پس از جنگ جهانی نخست پدید آمد ؛ درست پس از فجایع و ویرانی های یک جنگ خانمان سوز . در میان ویرانه های عواطف و اندیشه های تار و پود از هم گسیخته ، بشر باز هم طغیان می کند ، بر می آشوبد و زشتی و نابسامان ـ کاری خویش را قی می کند . ببینید ! انبوهی از اشعار و واژه...