چند هفتة پیش ملتفت شدم کاری کردهام کارستان؛ با آنیکی فایله که هنوز برنگشته بود! باید منتظر میماندم تا ببینم کسی متوجه شده/ میشود یا نه. دیروز که بالاخره بعد از چند هفته موفق شدم/ وقت کردم بازش کنم، دیدم که انگار شانس آوردهام. ولی ازطرفی هم شانس زمانیام قدری کم میشود چون باید با فایل اولیه تطبیق بدهم و یک چیزهایی را برگردانم سر جای اولشان. تصمیم گرفتم حین این کار چند فایل صوتی گوش بدهم. با فایل کوتاهی درمورد پزشکی قدیم، از دکتر مکری شروع کردم (صدا یکطوری بود انگار خود آقای دکتر است اما نیست! یعنی بکجورهایی چیزی در فایل فرق داشت. احتمالاً مسئلة فنی بوده. خب، بگذرم!). بعدش هم رفتم سراغ کتاب سیرک عجایب جناب دارن شان. این کتاب را جند سال پیش خیلی ریع خواندم و داستان را هم دوست داشتم اما یادم نیست چه شد که ادامه ندادم. در هر صورت، اتفاقی فایل صوتی ازش پیدا کردم و خیلی بامزه است! اولش فکر کردم نکن هوش مصنوعی باشد؛ یکطورهایی تندتند میخواند که لحنش را بامزه کرده، ایراد گویشی خاصی هم داشت (سرتق را گفت »سَرتَق») ولی فکر کنم انسان واقعی باشد. چه طنز بانمکی هم دارد داستان! گوینده هم صدایش را تغییر میدهد و جالب شده درمجموع.
کامل نشده؛ بعداً خدمتش می رسم